تبليغاتX
و خدایی که در این نزدیکیست...

و خدایی که در این نزدیکیست...

باتمام وجوددرک کردم عشق واقعی تویی وشهادت تنهاترین راه دست یافتن به این عشق شهیداحمدکاظمی

 

 

یاد کودکی هایم بخیر...

سلام به همه دوستای عزیزم و وبه وبلاگ دوست داشتنی خودمکه چند وقته گرد و خاک روش نشسته و اومدم خونه تکونی

حرف برای گفتن خیلیه اما نمیدونم از کجا شروع کنم؟

واقعا نمیدونم!!!!!!!!!

بذار برا بعد

بازم مثل همیشه همتون رو دوست دارم چرا که اساس جهان بر محبت بنیان شده


جمعه دوم دی 1390 |
 

خدایا کمکم کن...

سلام

سلام به همه ی دوستای گل و ناب خودم

چند وقته آپ نکردم شاید علتش اینه که موند و موند وموند تا این بغض ها ته گلوم جمع بشن و این نوشته بهونه ای بشه برای ترکیدنشون.سال نو اومده تبریک میگم امممما دلم خیلی گرفته..........

 خدایا خودت کمکم کن که حتما هیچکس مثل خودت از من و خود من خبر نداره

امروز امشب این روزا چقد دلم تنگه براشون

خجالت میکشم اسمشونو بیارم

اصلا نمیدونم راضی به این کارای ما هستن یا نه

دلم میخواد داد بزنم

جیغ بکشم و بگم آآآآآآآآآآآی مردم آهاااااااااای مردم اگه ماهایی که داریم دم از شهدا میزنیم وبه اسم اونها  میخوایم اسم کانون و تشکلمون رو تو لیست برنامه های وزارت خونه مون ببریم

اگه بدیم

خواهش میکنیم   خواهش میکنیم پای اونا نذارید

چقدر شهدا مظلومن...

 


سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 |
 

به بهانه احمد کاظمی...

 

یادش بخیر قبل از اومدن به دانشگاه بود

وقتی  آرزوی دیدن حتی یه عکس از مزارش رو داشت

گذشت و گذشت

تا اینکه از اونجا اومد به اینجا

همونجایی که عطر نفسای حاج احمد توش پیچیده

از اونجا به اینجا

شهید زنده ست...

۱۹ دی سالروز پروازت مبارک ...


پنجشنبه شانزدهم دی 1389 |
 

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاhttp://www.khademm.blogfa.com/

بسم رب الحسین(ع)

 این مطلب زیبا رو پیشنهاد میکنم حتما بخونید و خودم ننوشتمش و به قلم خادم  نوشته  شدهhttp://www.khademm.blogfa.com/

آلودگی هوا بیداد میکرد٬ همه و همه بدجور به تکاپو افتاده بودند  تا که شاید راهی برای خروج از این بحران پیدا شود٬ جلسه های طولانی شکل گرفت و در پی آن مدارس و دانشگاه ها به تعطیلی کشیده شد! طرح زوج و فرد تردد بعد از مدتها خودی نشان داد٬ همایش های بزرگ کشوری فعلا کنسل! زمان برگزاری نمایشگاه ها به تعویق افتاد و آلودگی هوا همچنان بیداد میکرد...

مصاحبه ها داغ شده بود و برای خبرنگاران مجالی جز گزارش آمار و مدت زمان تعطیلی ها نبود! بزرگواری در یک مصاحبه با جدیت کامل عنوان کرد هر تصمیمی مبنی بر تعطیلی ها که کمکی به خروج از  بحران باشد اتخاذ خواهد شد! لحظه ای نگاهم به چیزی افتاد که دلم را لرزاند و چشمانم را خیره و اشک آلود کرد و آن پیراهن مشکی آن مسئول بود...

آری مدارس و دانشگاه ها و ادارات و همایشها و همه و همه تعطیل میشود جز خیمه های عزاداری     

 فرزند فاطمه(س)....خیمه های عزای حسین(ع) همیشه و در هر شرایطی تعطیل نخواهد شد...

<<و این بود پیام این ایام برای آنان که شاید حواسشان پرت شده بود>> 

و باران آمد چون حسین(ع) خواست که بیاید...و من مینویسم برای ولایت چون حسین(ع) خواست که بنویسم...

سلام٬ سلامی به گرمای عشق حسینی بر شما دیوانگان حسین(ع) و سلامی به وسعت اشکهای مهدی(عج) بر شما منتظران با بصیرت فرزند فاطمه(س)...ایام شهادت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین رو تسلیت عرض میکنم محضر شما خوبان و این غیبت طولانی مدت من رو ببخشید و بذاریدش به پای بی لیاقتی من...

آری باز محرم آمد٬ پیراهن مشکی و پرچم های مزین به نام دلربای حسین(ع) زیباترین چیزهای است که چشم را خیره و دل را میلرزاند...

باز محرم آمد و اشک در چشمان مولایمان مهدی(عج) خجل گشت و فرزند فاطمه خون گریه میکند...

و اما...

جمله ای در این میان تن آدمی را میلرزاند و بار مسئولیتمان را از پیش بسی سنگین تر میکند

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا 

 معنای این کلام نورانی امام صادق(ع) چه میتواند باشد؟ آیا میتوان عاشورایی بود؟ وای خدای من میتوان کربلایی شد؟ لیاقتی برای ما هست که برای حسین(ع) به میدان رویم؟ 

آری هست چرا که کلام معصوم عاری از خطاست...اما چگونه...؟از شما میپرسم؟ آیا قیام فرزند فاطمه(س) جز برای احیای اسلام بود؟ و آیا اسلام جدای از ولایت مفهومی دارد؟ آیا تمام مصائب وارده بر اهل بیت(سلام الله علیهم) در ازای دفاع از ولایت نبود؟ دفاع مقدسی که تا ابد یاد آن باقیست و ستاره درخشان این حماسه ها عاشورای حسینی است...

با کمی تامل میتوان درک کرد که آری ما هم میتوانیم کربلایی باشیم و عاشورایی در خور زمان بر پا کنیم به شرط  آنکه حسین زمانمان را درک کنیم و در پی شناختش٬ بیعتی تا پای جان با او ببندیم٬ و آنگاه لیاقتی برای دفاع از ولایت نصیبمان میشود که با بصیرت و اطاعت میشویم عاشورایی...

در این ایام باید معرفت حسینی خود را در حد اعلا بالا ببریم و با تمام وجود و البته از ته دل عهدی ببندیم تا نثار آخرین قطره خون در راه ولایت و مگذاریم حسین زمانمان و نائب امام زمانمان همچون کربلا تنها بماند و هوای نفس با ما آن کند که با کوفیان کرد...

 ولایت واقعیتی است که خداوند زیباتر از آن مفهومی در زمانه نیافریده و بشر هم در گذر ایام از آدم(ع) تا کنون همچون آن ندیده و چه زیباست جان خود را که امانتیست از صاحب اصلی ولایت فدا کنیم در ره ولی زمانمان

حضرت امام خامنه ای (زیده عزه)

آری زمین و زمان هر لحظه در  انتظار عاشورایی دیگر است و به حرمت و قداست همین روضه های فرزند فاطمه خدا نکند غفلت و بی بصیرتی ما را فراگیرد و شویم مورد خطاب لعنت خدا و خوبان و مقربینش که در عاشورا میخوانیم:

 الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک

آنان که رفتند کاری حسینی کردندو آنان که ماندند باید کاری زینبی کنندوالا یزیدیند ...

  و یادمون نره که ظهور نزدیک است...

دوستای عزیزم همتون رو دوست دارم چرا که اساس جهان بر محبت بنا شده


دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 |
 

سلااااااام به دوستای گلم

اعتراف میکنم که خیلی بیشتر از چند وقتیه به وبلاگمون درست حسابی نرسیدم البته دست آقاییم درست که این چندوقت علاوه بر وبلاگ شخصیش این وبلاگ رو هم آپ میکرد.

یه شرمندگی بزرگ هم دارم و اون آپ نکردن وبلاگ درروز نمه شعبان و روز مردی هستش که این وبلاگ متعلفق به اونه...یاابن زهرا منو ببخش

جاتون سبز شب نیمه شعبان در خدمت بچه های بهزیستی بودیم.۱۹ نفر پسرکوچولوی بامزه و شلوغ که اون روز حال چند تاشون بد شده بود:صالح و کوروش و امیرحسین.۳نفری که خیلی بانمک بودن...

مریض بودن ولی کسی نبود نازشونو بکشه مامانم میگفت حالا اگه مامانشون بود...خلاصه اینکه اون روز عصرشب نیمه شعبان  خونه ما بساط گریه بود البته دور از چشم بچه ها.هر کس یه گوشه نشسته بود وگریه میکرد.نمیدونم چرا؟؟؟شاید بی کسی بچه ها...

اما ثابت شد که بچه ها بی کس نیستند و ماهمه میدونیم  آیه صریح قرآنه  که و قتی صاحب اصلیمون بیاد اینها هستند که وارثان زمینند

راستی یکی از خیرین خواب دیده بودن که امام زمان (عج) در حالیکه فرشته ها دورشون بودن اومده بودن  عیادت بچه ها

اون شب بعد از کلی گریه یه جشن حسابی برای تولد امام زمان (عج) گرفتیم و بچه ها کلی ذوق کردنشایدم بیشتر از اونا خود ما جاتون خالی کیکم خوردیم

اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

دوستای خوبمون خیلی دوستون داریم چرا که اساس جهان برمحبته


پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389 |
 

میلاد عشق و جان

 ولایی ها       ولایی ها           ولایی ها

عیدتان مبارک

  

 میلاد با سعادت سید و سالار شهیدان و همچنین میلاد با برکت سفینة النجاة مسلمین جهان و چراغ فروزان هدایت امت "حضرت امام خامنه ای(روحی فداه)"را به پیشگاه مقدس حضرت ولیعصر(عج) و تمامی شیعیان و ساکنان جبهه حق وحقیقت تبریک عرض مینمایم با عشق! 

 

فردا مولود محبوبترین رهبر دنیاست

فردا مولود فرزند زهراست فردا مولود امید مستضعفین جهان است

شیعیان عیدتان مبارک

 خیلی خیلی خیلی تشکر میکنم از دوستان خوبم خاک  و دیر میگذرد

و تشکر ویژه از آقایی خودم خادم

دوستای عزیزم دوستتون دارم چون اساس دنیا بر محبت بنا شده


پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389 |
 

شهید گمنام...

حضرت روح الله را بگویید بیاید، دست و بازوی سربازان مهدی فاطمه را آورده اند، بیاید و بازار بوسه را گرم کند...

 آری باز هم چند تکه استخوان آمده است، تکه هایی که استحکام نظام را تضمین کرده اند،باری دیگر پرچم سه رنگ کشور عشق به اهتزاز درآمده است، پرچمی که رنگ سرخ آن بر تابوت عطرآگین پهلوانان مرد برق میزند، بی نام و نشان هایی آمده اند که هویت ما را به رخ میکشند، هویتی که در بی هویتی روزگار کم رنگ شده استو بعضی ها عین خیالشان هم نیست٬ به راستی این چند تکه استخوان چه دارد که دل عاشقان را بی قرار و خانمان در کمین نشستگان را ویران میکنند؟!!

چند تکه استخوان و آن هم بی پلاک آمده اند! میگویند که گمنام آمده اند و زمزمه ای دردناک در دل میگوید کدامین چشم در انتظار بازگشتشان هنوز بی قرار است؟ کدام مادر شهید در کجای کشور عشق هنوز چشم انتظار گل گمگشته ای است؟ گلی که بر روی شانه های عاشقانی از نسل امروز آرام گرفته است، شانه هایی که لیاقت متبرک شدن به تابوت شهید گمنام را داشته اند...

 

 

 

ای قلم تو ناتوانی بر وصف مردانگی  مردمانی از دیار عشق که راز دلشان را فقط خدا میداند! مردانی که بر حسین(ع) اشک ریختند و دلشان حسینی بود بی سر برگشتند، مردانی که غیرت عباس(ع) اشک غیرتشان را را سرازیر میکرد و بی دست به اوج رویا سفر کردندو مردانی که فاطمی بودند و خمپاره پهلویشان را شکست و ذکر یا زهرا(س) در دم پروازشان آفاق را به هیاهو درآورد...

یادم آمد به گفته های  آن مادر شهیدی که  در فراق فرزند شهیدش اشک می ریخت و از خدا چیزی جز چند تکه استخوان نمیخواست که باری دیگر در آغوش بگیرد، و  از ملاقات جگر گوشه اش در رویای صادقه یاد میکرد، و این بار شهید گمنام بر اشکهای مادر طاقت نیاورد و راز گمنامی را اینگونه با مادر می گوید که مادر جان؛ ما بی نام و نشان ها متوسلین به مادرمان فاطمه زهرا(س) بودیم و گمنامی را از خدا خواستیم،  ای مادر؛ هر یک از شهدای گمنام به خواسته ی خود در گوشه ای از کشور عشق بر دوش مهربان قافله ای از عاشقان، تشییع و در آغوش سرزمین مقدسی به نام دانشگاه آرام میگیرند و عمل میکنند به وصیت حضرت روح الله  وبا وجود شهدا آن سرزمین مقدس به مبداء تحولات سوق پیدا میکند، و ای مادر؛ نگران نباش که هیچ گاه قبور ما خالی از زائران پاکدل نیست...

 

 

و اینگونه بر ما هویدا میشود که براستی ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا را میتوان احساس کرد...

 

 

 

 

آری آری آری چند تکه استخوان آورده اند، چند تکه استخوان به وسعت معنای عشق و اگر با چشم دل و بصیرتی شیعی بنگریم بر روی این چند تکه استخوان که عطرشان هوش را از سر میبرد هک شده است:

 

فدایی ولایت...

 

 

 

الان از پیش دو شهید گمنام اومدم و انشاالله اگر لیاقتی باشه فردا میریم و یا نه بهتر بگم میبرنمون و منت سرمون میزارند برا تشییع و تدفین... 

خیلی دلمون گرفته و واقعا نمیدونیم چی بگیم...؟!! خدا کنه که ما هم لیاقت پیدا کنیم و بشیم:

 

شهید در راه ولایت...

 

شادی ارواح طیبه فداییان ولایت صلوات

 

در پایان به همه دوستان میگیم که خیلی دوستون داریم چرا که اساس جهان بر محبت بنا شده...

 


دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389 |
 

چشم آقا...

سلاااااااااااام

! سلامی عاشقانه بر نگاه منتظر مهدی فاطمه(عج) ٬ سلامی سرشار از غرور بر صلابت مولایمان سید علی٬ سلامی به گرمای عشق بر  عاشقان مهدی فاطمه(عج)٬ سلامی به بلندای انتظار بر نسل انتظار و سلامی به طراوت بهار نثار تمام دوستان عزیزمون که بدجوری این مدت با به روز نکردن طولانی مدتمون شرمنده نگاهشون و مدیون الطافشون شدیم...

 

به آخرای هر سال که میرسیم دو تا حس و حال بدجوری تمام وجود آدم رو تسخیر میکنه! دومی رو اول میگم و اون اینکه تمام فکرمون معطوف به این میشه که آقا سال جدید رو به چه نامی مزین میکنند!! که البته هیچ کس هم تا حالا نتونسته درست حدسش بزنه! و اول و مهمتر اینکه شرمندگی تمام وجودمون رو میگیره که نتونستیم لبیک کامل به فرمان آقامون بگیم و در اون سال نبودیم اون چیزی که باید میبودیم...

 

ولی از دوستان اجازه میخوایم بگیم که امسال یه جورایی خیلی فرق میکنه و ما باید لبیکی بگوییم از رنگ احساس و به بلندای معنای عشق بر ندای مولامون سید علی تا که شاید تسلایی باشیم بر دل پر درد آقامون مهدی فاطمه(عج) و اینگونه با تمام وجود و از حیث عمل فریاد برآوریم که ای فرزند فاطمه ما هنوز از نسل انتظاریم... 

 

 

 

 

چشم آقا...

 

و حال با نیت تسلای قلب نازنین مهدی فاطمه(عج) و با اراده ای استوار ٬ عزمی راسخ و چشمانی آکنده از اشک غیرت خطاب به مولا و مقتدایمان سید علی فریاد میزنیم:

                                چشم آقا کار و همت را مضاعف میکنیم

و به کوری چشم  تمامی خود فروختگان داخلی و مزدوران خارجی با تمام توان خود و تا نثار آخرین قطره خون در رکاب مولایمان سید علی میجنگیم و با همت و کاری مضاعف تمامی خسارت های به بار آمده از حماقت های اخیر برخی بی لیاقتان را جبران که هیچ! صدها برابر به جای آن افتخار آفرینی میکنیم تا که شاید قسمتی از وظایف خود به عنوان یک نسل انتظاری و سرباز کوچک امام زمان(عج) را به عرصه ظهور نشانده باشیم  انشاالله... 

دوستای عزیزمون خیلی دوستتون داریم...اساس جهان همچنان بر پایه  محبت استواره...!!!!!!!

 


جمعه بیست و هفتم فروردین 1389 |
 

اولین مطلب از خانومی و آقایی...

سلام سلام سلام

سلااااااااااااااااااام به دوستای گلمون

زوج انتظار شروع به زنده گی کرد.....

این زنده گی رو  به این نیت شروع کردیم که فدایی راه آقامون باشیم...

و ان شالله که در این راه فدا بشیم..... 

ادعا کردن همیشه آسونه امممما چقد خوشکله بعضی ادعاها که بوی خدا میدن عملی بشن و ما هم اینو از خدا و آقامون خواستیم که بشیییم...

                                                         زوج انتظار

برای فرج خیلی دعا کنید که ظهور نزدیک است...

دوستای عزیزمون خیلی دوستتون داریم چرا که اساس جهان بر محبت بنا شده...


سه شنبه یازدهم اسفند 1388 |
 

صریح باش دگر استعاره ممنوع است...

پیر ما گفت:

که جنگ است قلم بردارید...

شعار انقلابی امروز :

                               میمیریم میجنگیم      افسر جنگ نرمیم

در انتخاب خطر استخاره ممنوع است      کلام هیچ... که حتی اشاره ممنوع است

نوشته اند به طومار جاده با خط خون        برای سرو  عبور از کناره ممنوع است

مپیچ دور بدن های کشتگان   مهتاب         کفن برای تن پاره پاره ممنوع است

غرو داد به چشمان تشنه لب اخطار           که سمت آب گوارا نظاره ممنوع است

تمام ماحصل نهضت حسین این است        که نام مرد به هر سنگواره ممنوع است

نبینم ای غزل سرخ بی طرف باشی            صریح باش دگر استعاره ممنوع است

شهادت آمد و هفتاد و دوتن گفتند:              در انتخاب خطر استخاره ممنوع است

بیاید با تمام وجودمون به همه بگیم که عاشق ولایتیم عاشق امامیم عاشق رهبرمون سید علی خامنه ایم

اللهم عجل لولیک الفرج...

سلام به نور اشک های زینب سلام الله علیها که در فراق حسینش میبارد....

ویه سلام گرم به گرمی روزای انقلاب به همه ی دوستای خوب و نازنینم

ببخشید دیر آپ کردم

همتونو دوست دارم به گرمی روزای انقلاب


چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 |
 

ما زنده کش مرده پرستیم.......

سلام

سلام

روزای پرواز نزدیکه

بالاخره دعاهاش گرفت

خداوندا از تو روزی شهادت میطلبم در روزگاری که از همه چیز خبری هست الا شهادت...

رفت... 

رفت...

 رفت...

رفت ...اما رفتنشم اومدن داشت

زنده کرد............

زنده گی داد..........

خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

چه میکنن اینایی  که عشق واقعیشون رو میخواستن

خداوندا با تمام وجود درک کردم عشق واقعی تویی و شهادت تنها ترین راه دست یافتن به این عشق...

حاج احمدم دوستت داااااااااااااااااااااااااااااااااااااارررررررررررررم

من و همه ی آبجیایی که بهم دادی:حکیمه الهام مرضیه اسما سرور زهرا و ...

همه با هم میخوایم راهتو پیداکنیم...

به قول خودت با  لهجه نجف آبادی: راه شهدا کجاست؟ :من چی هستم؟کی هستم؟دارم چه می کنم؟نسبت به وظایف و مسئولیتم چه کارم؟

اما خدایا برای چی باید با این مردای بزرگ بعد از شهادتشون آشنا بشناسیم؟

کم کاری از ماست یا....

حاج احمدو بقیه دوستاش عاشق ائمه بودن.حاج احمد ولی فقیهمون آقای عزیزمون آقاخامنه ای روهم خیلی دوست داشته والبته چون زنده س داره...

ای کاش درسای قشنگ زندگی شهدارو قبل از شهادتشون بگیریم.

این همه سوپر استار سینما و موسیقی وهزار چیز دیگه....

اما ستاره های واقعی کیا هستن!!!!!!!!!!

چقدر برای شناسوندن این ستاره ها سینمامون که الان خیلی موثر کار کرده!!!!

ای کاش به هدفای اصلی زندگیمون برگردیم........

دوستای عزیزم دوستتون دارم چرا که اساس جهان بر محبته
البته عنوان مطلب حالت کنایی داره چرا که شهدا همیشه زنده هستن


خدایاااااااااااااااااااا  منم پرواز میخواااااااااااااااااااااااااااااااااام


دوشنبه چهاردهم دی 1388 |
 

خاطره ی روز دانشجوی امسال و درد دل بعد از اون

۱۶آذر ۸۸گذشت اما اتفاقای بعدش هم چنان ادامه داره.ازقضا رفته بودم ولایت از اونجایی که دلم حسابی برای دوستم تنگ شده بود قرار شد همدیگرو ببینیم توی دانشگاهشون که همون دانشگاه بوعلی باشه.دوست عزیز من طرفدار آقای موسوی وتفکراتشون البته در اون زمان بود وخلاصه اینکه پیامک بازاری داشتیم در آن زمان به نفع مخابرات.خداروشکر که دوست عزیزم دیگه تو این تظاهراتای جنبش سبز شرکت نمیکنه و  از این لحاظ به این نتیجه رسیده که این آدم اونی که فکر میکرد نبوده!!!دم در دانشکده علوم  پایشون کلی پلیس بود و دانشجو.یکی از بچه هاشون میگفت یه پسره ی خل و چل به سمت یه بسیجی اسید پاشیده.واقعا شوکه شدم.بی دین وایمانی تا این حد!!!وای من!هرکاری خواستی بکن اما چرا یه جوونو ناکار میکنیخیلی خیلی خیلی متاسفم

اون از دانشگاه بوعلی و حالا خبر از دانشگاه خودمون که همون دانشگاه اصفهان باشه بنابر  تعریف دوستان ۳راه زبان تریبون آزاد میذارن و هرکسی حرف خودشو میزنه بعدش از هر دوطرف با هم نماز وحدت میخونن وبعدتر به سمت در دانشگاه راه پیمایی میکنن اما جالب اونجاست که طرفدارای آقای موسوی راهشونو کج میکنند و عجب طرفداران وحدتی اونم تویه  روزبعد عقد اخوت و عید غدیر!نمیدونم باید گریه کنم یا به این کارشون بخندم

خدا لعنت کنه آمریکا واسراییل و انگلیس رو که هرچه میکشیم از اونهاست(بگید الهی آمین)

خدا همه رو به راه راست هدایت کنه.واقعا غیر آدمایی که  این کارارو میکنن و ضرر به جون و مال مردم میزنن باور ندارن که  یه روز مهدی زهرا که ۱۲قرن ۱۲ قرن ۱۲ قرنه که توی غربته قراره که بیاد؟؟؟وآیا این کارا کمک میکنه به غربت مهدی زهرا!!!!؟؟؟؟

ای کاش بفهمیم که اسلام با شیعه زنده است و  شیعه با امام زمان روحی فداه و  ایران اسلامی با ولی فقیه رهبر عزیزمون سید علی خامنه ای واین رهبر عزیز خاریه در چشم دشمنان وصهیونیسم که عمرا شیمون پرز جاهل  و طرفداراش بتونن با وجود اسلام حکومت جهانی تشکیل بدنان حزب الله هم الغالبون

دوستای عزیزم خیلی خیلی دوستتون دارم چرا که اساس جهان بر محبته و چه محبتی بالاتر از محبت به اهل بیت سلام الله علیهم وان شاالله روز به روز عشقمون نسبت بهشون بیشتر بشه

عکس های تجمعات دانشجویی دانشگاه اصفهان

http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8809231343


یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 |
 

عید غدر عید ولایت و محبت مبارک

دوستای عزیزم پیشاپیش بزرگ ترین عید محبت رو به همتون تبریک میگم.چند وقت پیش یه سری مطالب در مورد اسرار نماز و وضو خوندم و واقعا به حال خودم تاسف!که ای کاش این مطالب رو قبل تر ها میدونستم.یه نکته ای هم در مورد مولامون حضرت علی (ع)نظرمو جلب کرد و اون این که:

مولامون در خانه کعبه به دنیا اومدن(این از تولدشون)

اولین نماز گزار بودند

و شهادشونم توی مسجد یعنی خونه خدا بوده و در حال نماز (واینم از شهادشون در حال نماز)

به راستی بین حضرت علی بن ابی طالب(ع)و نماز چه رابطه ای وجود داره؟؟؟

واین یعنی اوج اوج اوج بندگی

واقعا اونکه علی (ع) و راهش و هدفش رو  قبول نداشته باشه میتونه زنده گی بکنه؟!!

راستی حتما حتما حتما کتاب آنگاه هدایت شدم رو بخونید.

ولایی باشید وسبز

یا علی علیه السلام

دوستای عزیزم بیشتر از هر وقت دیگه دوستتون دارم ژرا که عید محبته و هم اینکه اساس جهان بر محبت


سه شنبه دهم آذر 1388 |
 

حرفایی که گاهی وقتا خدایی شدنو به یادت میاره

 

سلام.امروز تو دانشگاه در خدمت دکتر سید محمود انوشه بودیم.هیچ میدونستیدپدر ایشون فوق دیپلم زبان انگلیسی ومادرشون یک خانوم بیسواد بودند. ۱۱تا خواهر برادر بودن که چند تاشون توی جنگ عند ربهم یرزقون میشند و بقیه هم انسان های موفقی مثل سید محمود.واما راز این موفقیت از زبان دکتر:ما همیشه با صدای نماز جماعت پدر و مادرمون که عاشقانه همدیگرو دوست داشتند برای نماز صبح بیدار میشدیم.آبجی داداشا هم همدیگرو عاشقونه دوست داشتن.توصیه پدرشون که از نظر سید اولین وبزرگترین استاد زندگیشون بودند لبخند دائمی برلبانشون بوده که برطرف کننده ی هر غمیهواما چند جمله ی نابی که امروز از صحبتای ایشون یادداشت کردم ودوست دارم شما هم به خاطرتون بسپارید.

مولامون حضرت علی (ع) به قول ایشون بزرگترین روانشناس عالم:همواره مواظب ۳ چیز باش تا موفق شوی:در تنهایی مواظب افکارت/در خانواده مواظب رفتارت  و  در جامعه مواظب گفتارت

زمانی حرف بزن که ارزش سخنت بیش از سکوتت باشد و زمانی دوست انتخاب کن که ارزش دوستت بیش از تنهاییت باشد.

اگر تو به مشکل امروزت غم دیروز و اضطراب فردا را اضافه نکنی مشکل امروزت هرچه باشد قابل حل است.

مهم این نیست که چقدر داری مهم این است که چقدر میبخشی مهم این نیست برای تو چه اتفاقی افتاده مهم این است که چه تصمیمی می گیریمهم این نیست که چقدردرد میکشی مهم این است که چقدر صبر میکنی

زندگی را آسان بگیر چون روز گار به قدر کافی به تو سخت می گیرد

حضرت زرتشت:آن که با زندگی میسازد زندگی را میبازد با زندگی نساز زندگی را بساز

انیشتین:من راه پیروزی را نمیدانم اما راه شکست را میدانم وآن اینکه بخواهی همه را راضی نگاه داری

دکتر شریعتی:بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی

دوستای عزیزم طبق معمول همیشه همتون رو دوست دارم چرا که اساس جهان بر محبته


چهارشنبه بیستم آبان 1388 |
 

هر کی میره کرببلا از حرم رضا میره به غریب الغربا امام رضاجون صلوات

امروز۸/۸/۸۸ روز میلاد امام هشتم امام علی موسی الرضا علیه وعلی ابائه السلام...

به مناسبت این روز تصمیم گرفتم چند تا حدیث از امام عزیز و رئوفمون رو فانوس راهمون کنم:

بیاین دعاکنیم تو این عید بزرگ امام رضا دعوت نامه کربلا رو برامون امضا کنه

بهترین مال و ثروت آن است که سبب آبروی انسان شود.

سر آمد طاعت الله تعالی  صبر و رضاست.

 مؤ من ، حقيقت ايمان را درك نمى كند مگر آن كه 3 خصلت را دارا باشد:
خصلتى از خداوند، كه كتمان اسرار افراد باشد، خصلتى از پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله كه مدارا كردن با مردم باشد، خصلتى از ولىّ خدا كه صبر و شكيبائى در مقابل شدائد و سختى ها را داشته باشد.

ثروت ، انباشته نمى گردد مگر با يكى از پنج خصلت :
بخيل بودن ، آرزوى طول و دراز داشتن ، حريص بر دنيا بودن ، قطع صله رحم كردن ، آخرت را فداى دنيا كردن .

  
هر كه مصائب ما اهل بيت عصمت و طهارت را يادآور شود و گريه كند يا ديگرى را بگرياند، روزى كه همه گريان باشند او نخواهد گريست ، و هر كه در مجلسى بنشيند كه علوم و فضائل ما گفته شود هميشه زنده دل خواهد بود

مؤ من ، حقيقت ايمان را درك نمى كند مگر آن كه 3 خصلت را دارا باشد:
خصلتى از خداوند، كه كتمان اسرار افراد باشد، خصلتى از پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله كه مدارا كردن با مردم باشد، خصلتى از ولىّ خدا كه صبر و شكيبائى در مقابل شدائد و سختى ها را داشته باشد

دوستای عزیزم دوستتون دارم چرا که اساس جهان بر محبت بنا شده

 


جمعه هشتم آبان 1388 |
 

راه نا تمام...

شهید زنده است...

د عوت از همه ی دوستان به نمایشگاه راه نا تمام....

هر روز از ساعت ۹صبح تا ۴ عصر همراه با مباحثه دانشجویی

روبروی دانشکده ی زمین شناسی دانشگاه اصفهان


جمعه بیست و چهارم مهر 1388 |
 

این پستو خودم ننوشتم.امادیدم حیفه فقط همون جا باشه سرقت ادبی-وبلاگی مرتکب شدم...

من زندانی ام ...!ببخشیدنویسنده طولانی نوشتن!

از تمام کساني که کلاهشان براي سرشان گشاد است

از تمام کساني که لباسشان بارکدشان است

از هويت هاي ميز نشان

از بله هاي از سر اجبار

از طلبه هايي که طالب علم نيستند

از دانشجوياني که دانش جو نيستند

از تمام کرهايي که سمعکهايشان مارک مصلحت خورده

از اندامهاي به مزايده گذاشته شده

از انسانهاي ارزان قيمت

از اعتقادهاي حراجي

از حرفهاي مفت

از وعده هاي سر خرمن

از ناديدني هاي ديدني!

از صورتهايي که بوم نقاشي اند

از متهماني که شاکي اند

از تمام کساني که رسالت خون را تنها در رساندن اکسيژن به سلولها مي دانند

از تمام خونهايي که رنگين ترند

از آنان که آزادگي را در اسارت بي بند و باري به بند مي کشند

از آنان که عشق را به بهاي love سه طلاقه کرده اند

از تمام کساني که در لغت نامه هاي ذهنشان بين مظلوم و تو سري خور علامت تساوي است

از ولايت ناشناسان ذوب در ولايت

از کوفياني که دم به ساعت مي گويند( اين الطالب به دم المقتول به کربلا)

از کوفياني که اهل کوفه نيستند

از کوفياني که براي مهدي(عج) نامه مي نويسند

از تمام آنان که فکر مي کنند کوفيان شاخ داشتند

از تمام آنان که فکر مي کنند طلحه يا زبير يا عمرعاص يا ... دم داشتند

از سياستمداران بي دين

از متدينين بي سياست

از تمام آنان که دين و سياست را از هم جدا مي دانند

از آنان که شهدا را در موزه گذارده اند

از آنان که در هر ميداني دم از استقلال و پيروزي مي زنند الا ميدان جنگ

از عروسکهاي بالماسکه

از وطن دوستان وطن گريز

از زنان مرد صفت

از مردان زن صفت

از همه آنان که شهدا را براي تيراژ مي خواهند

از همه آنان که« نون والقلم و ما يسطرون» را نان تفسير مي کنند

از راي هاي ممتنع

از تمام آناني که بين نماز و نرمش تفاوتي قائل نيستند

از همه چيز داران بي همه چيز

از امانت داران خائن

از کفهاي روي آب

از ناموس داران بي ناموس

از زنگارهاي روي آينه

از مسلمانان مسلمان کش

از پشتهايي که هميشه رودر روي خصم اند

از تمام آنان که به تقاضاي مشروع مظلومگان « قبلت» نا مشروع مي گويند

از آناني که بي حجابند

از آنان که خود حجابند

از بلاهايي که از دماغ فيل نازل شده اند

از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقويم جستجومي کنند و کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه!

از آنان که ديروز را ديدند و امروز را در حسرت ديروز به ديروزي تبديل مي کنند که فردا حسرتش را خواهند خورد؟

از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند

از آنان که پرچمند اما بيرق و علم نيستند

از آنان که کلفتي گردن خود را بيش از تيزي ذوالفقار مي دانند

از آنان که باده ناب را با ده درصد الکل بالا مي دانند

از چشمهايي که در صفين تنها قرآن سر نيزه را ديدندو در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را نديدند

از آنان که در صفين تنها قرآن سر نيزه را باور کردندو در کربلاوکوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را باور نکردند

و از تمام آنان که قرآن را بر نيزه کردند

از من که منم، از تو که تويي، من و تو که ما نيستيم و ما که فناي در او نيستيم...

از خنجرهايي که بر پشت مي نشيند

از آنان که ني را به گيتار مي فروشند

از آنان که با شنيدن نام « خردل» به ياد چاشني غذا مي افتند

از آنان که با شنيدن نام « موج» تنها به ياد جزاير هاوايي مي افتند

از آنان که با شنيدن نام « توپ» مارادونا در خاطرشان زنده مي شود نه شهيد حاجي پور

از آنان که نمي بينند و مي گذرند و از آنان که مي بينند و مي گذرند

از آنان که از آب زلال آب مي خورند و از آب گل آلود نان

از تمام مجذوبين باغهاي سبز که هيچ گاه توي باغ نيستند

از سگهاي بي وفا

از اسبهاي نانجيب

از خروسهاي بي دم

از مورچه هاي تنبل و بي کار

از زنبوراني که همه چيز دارند الا عسل

از کلاغهاي بي حيا

از قلندراني که از قلندر بودن تنها سر تراشيدنش را بلدند

از اشتراني که از شتر بودن تنها کينه ورزيدنش را ياد گرفته اند

از خرسهايي که از خرس بودن تنها بخل ورزيدنش را فرا گرفته اند

از گاوهايي که هيچ ندارند الا دو شاخ

از شتر مرغها که نه مي برند و نه مي پرند

از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند

از آنان که منتظرند محرم گردد يک مو زسر ... و از ياد برده اند

کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا

از آنان که چوبه محمل و سر زينب را ديدند و منبر و منطق او را نه

از آنان که غنايم جنگي را در زمان صلح از شهدا مي گيرند

از آنان که حضور همه کس را حس مي کنند جز خدا

از آنان که از همه شرم مي کنند جز خدا

از تمام شهوتراناني که عجوزه سه طلاقه امير المومنين را تنگ در آغوش گرفته اند

از آنان که بازي مي دهند

از آنان که بازي مي خورند

از بازي ها! از بازي ها! از بازي ها!

برگرفته از وبلاگ یکی ازدوستان

خودشون که نوشته بودن اثری از سپهر...

این یه جملم ازخودمه:دوستای خوبم دوستتون دارم چرا که اساس جهان بر محبته


شنبه یازدهم مهر 1388 |
 

پس این معنی کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا چیه؟

نمیدونم آیا خود کامگی و زیاده طلبی آدما ارزش  توجه نکردن به واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا رو داره؟مگه همه ی ما  خدا و پیغمبر و اهل بیت رو قبول نداریم.پس اگه قبول داریم برای چی با هم یکی نیستیم؟بابا حتی اگه اینارو قبول نداریم ومسلمون شناسنامه ای هستیم حداقل مال یه  خاک که هستیم؟وجدان که داریم.ندااااااااااریم؟اگه نداریم پس اسم خودمونو چی بذاریم ؟بدون تعارف بگم حیوون خوبه؟احیانا حیوون ناناطق!ان شاالله که اینجور نیستیم و از همون نوع اولیم.خدا خودش گفته واعتصموا بحبل الله جمیعا.اگه خدا و قرآنو دوست داریم باید راه دوستیمون رو عملی نشون بدیم.باید باهم یکی باشیم.آره هر کسی تفکر خودشو داشته باشه اما عقیده ی همه ی ما یکیه واونم اسلامه.به خاطر تحمیل طرز تفکرمون اسلام رو زیر سوال نبریم!اگه مسلمونیم چرا دروغ؟اگه مسلمونیم چرا تهمت؟اگه مسلمونیم چرا چشم وگوش بسته؟اگه مسلمونیم چرا تفرقه؟اگه مسلمونیم چرا دعوا؟

اصلا انگار هدفامونو،آرمانامونو به کل فراموش کردیمو به همین دو روز دنیا چسبیدیم.دوستای خوبم چیزای دیگه ای هم هست  که خودمونو وجامعه مونو باید براش حاضر کنیم.آره اینو که باور داریم یکی هست که 12قرنه تو غربته و انگار کسی به فکرش نیس.انگار تو این دعواها گم شده.اصلا انگار نه انگار که قراره بیاد.پس این کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا یعنی چی؟!لابد بعنی محرم که شد پیرهن سیاه بپوشی وبری تو هیئتا سینه زنی و گریه ای که بیشترش به خاطر دردای خودته!امام حسینمونم خیلی غریبه که یادمون رفته هدفش از این قیام چی بود؟!اگه تو اون روزا میون اون همه به ظاهر مسلمون فقط فقط 72نفر مسلمون واقعی انتخاب شدن پس لابد امتحان سختی بوده دیگه!یادمون نره که الانم مولای غریب ما سرباز میخواد.سربازی که انتخاب شدنش احتمالا به سختی وشیرینی همون موقع س.یادمون باشه  در هر لحظه و در هر مکان باید بین خیر وشر انتخاب کنیم.باید حق رو بشناسیم تا ملاکمون برای انتخاب حق آدم ها نباشند بلکه خود خود حق باشه اون موقع هست که فریب هیچ چیز وهیچ کس رو نمیخوریم وبادی نیستیم که هر بار به یک سمت بوزه.

دوستتون دارم چرا که اساس جهان بر محبت بنا شده.


چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 |
 

آیا تا به حال به 12 قرن غربت مولامون فکر کردیم؟!

تو این وبلاگ قرار بود فقط حرفای دلی بزنم وکاری به چیزای دیگه نداشته باشم.اما زندگی فقط  حرفای دل من نیست.حرفای من با خدا...از ترم 2 دانشگاه به تدریج هدفای من توی زندگی فرق کردن .شاید قبل از ورود به دانشگاه فقط به این فکر میکردم که  رشته ودانشگاه مورد علاقمو قبول شم  و خداروشکر این اتفاق افتاد.اما از همون ترم  اول با خودم فکر میکردم که آره تو تلاشتو کردی ولیس للانسان الا سعی و در کنارش دعا کردی ادعونی استجب لکم و توکلت علی الله و خدا هم اونچه که  میخواستی بهت داد ولی این ختم ماجرا نبود.کم کم فکرم به این مشغول شد حالاکه خدا اینارو به تو داده  براش چی کار کردی؟گرچه اون یکتا نیازی به تو نداره اما پس شرط بندگیت کجا رفته؟مگه بندگی فقط به روزه ونماز وحجاب وعبادته؟ آره اینا مهمن اما چیزای دیگه ای هم هست که خیلی خیلی مهمن...تا پارسال همش با خودم  فکر میکردم پس این گمشده ی من چیه؟؟! این گمشده ی من کجاست؟؟!شاید گمشده ی من طریقه ی حجابمه؟شاید نحوه ی برخوردم با دیگرانه؟شاید مستحبات دینه؟همین چزا بود که مدتی منو از اصل دین دور کرد و به فرع دین چسبیدم ولی خددارو شکر اینها تموم شد وبه تجربه های شیرین وتلخ برای من مبدل و.اوایل ترم دو بود که با دیدن فقط فقط یه تئاتر که قیام امام حسین(ع) رو به ظهور حضرت مهدی(عج) وصل کرده بود فهمیدم که برای  مولای  غریبم هیچ کاری نکردم.هیچی...از پارساله که دلم همین دلم  دلش میخواد یه کاری برای آقاش بکنه...هر کاری که از دستم بربیاد.میدونم خیلی تنبلی کردم وهیچ ادعایی هم ندارم.آره  مولای عزیزم من میتونستم درسمو بهتر بخونم... من میتونستم اخلاق بهتری داشته باشم...من میتونستم  بیشتر از تو و12 قرن غربتت بگم...اما  بهترین من میدونم که تو از احوال ما خبر داری...میدونم حال الان منو میدونی...میدونم که میدونی  دوستت دارم ودوست دارم با تمام وجود برات کار بکنم .کاری که بتونه  قسمتی حتی خیلی کوچیک کمک کنه به در اومدن تو از این 12قرن،12 قرن،12 قرن غربت!

من شروع کردم...شروع کردم...شروع

آقا و سرور و مولای  من کمکمون کن.کمکمون کن.

اینم تفالی به حافظ بعد این دل نوشته

چه مستی  است ندانم که رو بما آورد    که بود ساقی و این باده از کجا آورد

تو نیزباده به چنگ آوروراه صحراگیر که مرغ نغمه سراساز خوش نواآورد

دلا چو غنچه شکایت ز کاربسته مکن       که باد صبح نسسیم گره گشا آورد

رسیدن گل ونسرین به خیر وخوبی باد     بنفشه شاد وکش آمدسمن صفاآورد

صبا به خوش خبری هدهد سلیمانست       که مژده طرب از گلشن سبا آورد

علاج ضعف دل ما کرشمه ی ساقی است   برآرسر که طبیب آمد ودوا آورد

مرید پیرمغانم زمن مرنج ای شیخ      چراکه وعده تو کردی واو به جا آورد

به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم    که حمله بر من درویش یک قباآورد

فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند           که التجا به در دولت شماآورد

دوستای عزیزم همتونو دوست دارم چرا که اساس جهان بر محبت بنا شده


سه شنبه بیستم مرداد 1388 |
 

مبعث رسول اکرم(ص)مبااارک


یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 |
 
عاطفه

بسم الله
سلام
هر کسی توی زندگیش همش باید انتخاب کنه بین خیر وشر وحق وباطل و برای پیروزی باید حق رو بشناسه.
هممون خدا رو خیلی دوست داریم!!!!!!! دلمون میخواد مثل خیلی از بنده های خوب خدا همه چیزمون برای خدا باشه...مثل آدمایی که رو زمین بودن اما آسمونو میخواستن.پس حتما حق رو شناختن که پرواز کردن.یکیشونم حاج احمد کاظمیه که خیلی دوستش داریم و میگه راه شهدا کجاست؟ :من چی هستم؟کی هستم؟دارم چه می کنم؟نسبت به وظایف و مسئولیتم چه کارم؟
دارم به خودم میگم:حالا که ما شدیم زوج انتظار چه مسئولیتی داریم...؟؟؟

 

مطالب اخير

یاد کودکی هایم بخیر...

خدایا کمکم کن...

به بهانه احمد کاظمی...

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاhttp://www.khademm.blogfa.com/

میلاد عشق و جان

شهید گمنام...

چشم آقا...

اولین مطلب از خانومی و آقایی...

صریح باش دگر استعاره ممنوع است...

 

آرشيو مطالب

هفته اوّل دی 1390

هفته چهارم فروردین 1390

هفته سوم دی 1389

هفته چهارم آذر 1389

هفته دوم مرداد 1389

هفته چهارم تیر 1389

هفته چهارم اردیبهشت 1389

هفته چهارم فروردین 1389

هفته دوم اسفند 1388

هفته دوم بهمن 1388

هفته دوم دی 1388

هفته چهارم آذر 1388

هفته دوم آذر 1388

هفته سوم آبان 1388

هفته دوم آبان 1388

هفته چهارم مهر 1388

هفته دوم مهر 1388

هفته سوم مرداد 1388

هفته چهارم تیر 1388

هفته چهارم خرداد 1388

هفته اوّل فروردین 1388

هفته چهارم اسفند 1387

هفته چهارم بهمن 1387

هفته سوم بهمن 1387

 

نويسندگان

عاطفه

خانومی و آقایی

 

پيوند ها

بهار عزیزم

شهيد حاج احمد كاظمي عزيزم

اسماي عزيزم/آسمان دل

نفیسه عزیزم

فاطمه قهاری

گوهرعزیزم

عطيه عزيزم/اين روزها

پرستوی عزیزم

بچه های مسجد دانشگاه اصفهان(مجموعه امام صادق(ع))

کوثر

همدم ماه

ظهورنزدیک است...

امیرخانی

جامعه مجازی مقاومت

علم غربی علم اسلامی

مسلمان ایرانی

مسیح کردستان

سینمای ایران وجهان

صور

بوی خوش ظهور

مجله اینترنتی

چشم به راه

هنر ارتباط

اين روزها

نشانی خدا(ریحانه عزززیزم)

محض یار مهربانم

عاشورا مکتب عشق وشهادت

غریبه آشنا

شلمچه

طریق خدا

خادم الزهرا

غروب جنگ

جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

دل نوشته های دو دختر شهید

عطيه عزيزم/اين روزها

رهگذر

شهید ادواردو آنیلی/مهدی

شاهد

فرزند شهيد

ماناي عزيزم

پدر آسماني

یک لقمه دموکراسی

کاروان کوثر

مرودشت شهرمن

سبزتر از سبز

دفاع مقدس

کربلایی 110

سیری در بیانات آیت الله خامنه ای

كوثر/النا

مسعود ده نمکی

دلنوشته

سلام بر ولايت

فانوس

خادمین شهدا

پایگاه شهید مطهری

یک از هزاران

زیباترین راه

پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی

خادم

بلخاب زیبا

دلیل راه

طلاییه

نیایش

آیت الله خامنه ای

بربال ملائک

ماهمه شرمنده شهدا هستیم

شهداشرمنده ایم

امروزه

راه شهید همت

سرزمین من ایران

بوی خوش ظهور

دزدگیر88

بزن بزن بین احمدی نژادها و سبز ها

سکوت بی انتها

عاشق بی نشان

حدیث سرخ راه سبز

یه بنده خدا

حاج حسین جعفری

چشم به راه تو

گروه پدافند سایبری مرصاد

تقدیم به نازنینم سید مهدی

دیدگاه نوین

آرام عزيز

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

 

Design By Blog Skin

 

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود

دانلود