|
آبجی بهارعزیزم
|
|
|
     تقدیم به بهار عزیزم      
آن یار کزو خانه ی ما جای پری بود سرتاقدمش چون پری ازعیب بری بود
دل گفت فروکش کنم این شهربه بویش بیچاره ندانست که یارش سفری بود
منظور خردمند من آن ماه که او را باحسن ادب شیوه صاحب نظری بود
ازچنگ منش اختر بد مهر به در برد آری چه کنم دولت دور قمری بود
عذری بنه ای دل که تو درویش واورا در مملکت حسن سر تاجوری بود
اوقات خوش آن بود که بادوست به سررفت باقی همه بی حاصلی وبی خبری بود
خوش بودلب آب وگل وسبزه ونسرین افسوس که آن گنج روان رهگذری بود
هر گنج سعادت که خداداد به حافظ ازیمن دعای شب و ورد سحری بود
|
|
جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۷
|
|
|
|
| |
|
|
|
|
از آتش عشق هر که افروخته نیست ما را سر سوزنی به او دوخته نیست
گر سوخته دل نه ای ز ما دور که ما آتش به دلی زنیم کاو سوخته نیست
.JPG)
|
|
چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۸۷
|
|
|
|
| |